ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

از سین سرطان تا سین سلامتی

سرطان | سرطان اصفهان | دکتر سرطان اصفهان | بهترین درمان سرطان | مطالب مفید سرطان

امروز : جمعه, ۲۲ فروردین , ۱۳۹۹
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / آشنایی با سرطان, سرطان ها > حضور متخصصان پزشکی قانونی در مراکز درمانی یک مشکل یا یک فرصت؟

حضور متخصصان پزشکی قانونی در مراکز درمانی یک مشکل یا یک فرصت؟

حضور متخصصان پزشکی قانونی در مراکز درمانی چند روزی است که موضوع حضور متخصصان پزشکی قانونی در مراکز درمانی و فعالیت ایشان در زمینۀ اخذ رضایت از بیماران در بیمارستان‌ها به چالش بزرگی بدل شده است. ...

حضور متخصصان پزشکی قانونی در مراکز درمانی

چند روزی است که موضوع حضور متخصصان پزشکی قانونی در مراکز درمانی و فعالیت ایشان در زمینۀ اخذ رضایت از بیماران در بیمارستان‌ها به چالش بزرگی بدل شده است. بی‌شک درصورتی‌که به‌درستی به این امر پرداخته نشود، در آینده مشکلات عدیده‌ای در امر درمان بیماران رخ  خواهد داد و تعداد شکایات از جامعه پزشکی افزایش محسوسی خواهد یافت.

در تأیید اهمیت حضور متخصصان پزشکی قانونی در مراکز درمانی هزاران دلیل وجود دارد. در اینجا تنها به ده مورد واقعی از این دلایل اشاره می‌کنیم تا خوانندگان گرامی این مقاله به اهمیت این موضوع پی ببرند.

 

مورد اول:

بیمار کودک دوازده‌ساله‌ای است که به‌علت شکستگی ساق راست، توسط مادرش به یک مرکز درمانی آورده شده است. پدر و مادر بیمار متارکه کرده‌اند و پدر حاضر نیست در مرکز درمانی حضور یابد و حتی از طریق تلفن برای عمل جراحی فرزندش اعلام رضایت کند.

پزشک معالج با توجه به اینکه ولایت کودک با پدر است و مادر فقط حضانت کودک را بر عهده دارد، در تصمیم‌گیری برای انجام عمل جراحی بدون اجازه پدر بیمار مردد است و این تردید موجب می‌شود کودک چند روز بدون هیچ‌گونه اقدامی در بیمارستان بستری بماند و دچار عارضه گردد.

مورد دوم:

بیمــــــار نـــــــوزادی است که به‌علت ایکتــــــــــر شدید مادرزادی کاندیـــــــد Blood Exchange اورژانس است. پدر نوزاد به دلایل خرافی با انجام این اقدام مخالفت می‌کند. پزشک معالج از ترس شکایت پدر، اقدامی برای تعویض خون بیمار انجام نمی‌دهد و نوزاد به‌علت کرن ایکتروس دچار عوارض جبران‌ناپذیر می‌شود.

مورد سوم:

بیمار خانمی است که به‌علت تأخیر در سیر زایمان، کاندید سزارین است. با وجود موافقت بیمار، همسر وی با انجام عمل سزارین مخالف است و اصرار به انجام زایمان طبیعی دارد و پزشک را تهدید به شکایت می‌کند. متخصص زنان از بیم شکایت و درگیری قانونی، بیمار را سزارین نمی‌کند و نهایتا نوزاد به‌علت تأخیر در زایمان CP می‌شود.

مورد چهارم:

بیمار مرد جوانی است که به‌علت آسیب تروماتیک جدی به اندام تحتانی‌اش، به مرکز درمانی آورده شده است. به نظر جراح، به‌منظور حفظ جان این جوان لازم است اندام تحتانی وی آمپوته شود، اما پدر جوان با این امر مخالفت می‌کند و نهایتا بیمار بر اثر تعلل در انجام آمپوتاسیون و خونریزی شدید فوت می‌کند.

مورد پنجم:

بیمار خانم بارداری است که به‌علت نارسایی شدید قلبی، با نظر پزشک معالج باید برای او ختم بارداری فوری صورت گیرد. همسر بیمار با این امر مخالفت می‌کند و پزشک معالج در تصمیم‌گیری مردد است. سرانجام به‌علت از دست رفتن زمان طلایی بیمار فوت می‌کند.

مورد ششم:

بیمار خانم متأهلی است که به‌علت سرطان گردن رحم، کاندید هیسترکتومی است. اما همسر وی به‌دلیل ناباروری قطعی همسرش بعد عمل جراحی هیسترکتومی، با این اقدام مخالفت می‌کند. در نتیجه سرطان لوکالیزه در گردن رحم به یک سرطان متاستاتیک تبدیل می‌شود و بیمار سال بعد فوت می‌کند.

مورد هفتم:

بیماری که به‌دلیل ابتلا به اختلالات روانی در یک مرکز درمانی بستری است درخواست ترخیص با میل شخصی دارد. برادر وی نیز خواستار ترخیص اوست. پزشک معالج به‌دلیل احتمال اقدام به خودکشی، از ترخیص بیمار ممانعت می‌کند و این امر موجب درگیری همراهان بیمار با پزشک معالج می‌شود و نهایتا پزشک در این مشاجره به‌شدت مجروح می‌گردد.

مورد هشتم:

بیمار کودکی است که با سوختگی‌های مشکوک به مرکز درمانی آورده می‌شود. کادر درمانی به‌دلیل ناآشنایی با قوانین مربوط به کودک‌آزاری، به پانسمان کودک اکتفا می‌کنند و کودک به محیط ناامن خانه برمی‌گردد. چند روز بعد، کودک به‌علت شکستگی جمجمه به همان مرکز آورده می‌شود و نهایتا به‌علت شدت جراحات وارده فوت می‌کند.

مورد نهم:

بیماری در حین عمل جراحی در بیمارستان فوت می‌کند. پزشک معالج با اصرار همراهان متوفی، به‌دلیل بی‌اطلاعی از قانون، برای فرد گواهی فوت صادر می‌نماید.

خانواده متوفی بعد از مراسم ترحیم، از پزشک معالج و کادر درمانی شکایت می‌کنند و امکان تعیین علت فوت به‌دلیل انجام نشدن اتوپسی مقدور نیست. در نتیجه پزشک معالج به قصور و پرداخت دیه محکوم می‌شود.

مورد دهم:

بیمار پیرمردی است که مدتی طولانی در ICU یک مرکز درمانی بستری است. خانواده به‌دلیل ناتوانایی در پرداخت هزینۀ گزاف ICU درخواست می‌کنند بیمار ترخیص شود. پزشک معالج به‌علت بی‌اطلاعی از قانون، با این درخواست موافقت می‌کند و بیمار را مرخص می‌نماید.

روز بعد بیمار در منزل فوت می‌کند. یکی از فرزندان بیمار که در خارج از ایران زندگی می‌کرده، بعد از بازگشت، از پزشک معالج و بیمارستان شکایت می‌کند و پزشک ناخواسته درگیر شکایت می‌شود.

در تمامی موارد یادشده و هزاران مورد دیگر از این دست، که کادر درمانی به‌دلیل بی‌اطلاعی از قانون نمی‌توانند تصمیم صحیح و سریع بگیرند، حضور متخصص پزشکی قانونی آشنا به قوانین در مرکز درمانی می‌تواند راهگشای چنین مشکلاتی باشد.

مسلما اخذ تصمیمات قانونمند و سریع در چنین مواردی نه‌تنها موجب حفظ جان بیماران می‌گردد، بلکه موجب دلگرمی و آرامش کادر درمانی در ارائه خدمات درمانی به بیماران خواهد شد.

 

آنچه برشمردیم تنها معدودی از دلایل متعدد نیاز وافر به حضور متخصصان پزشکی قانونی در مراکز درمانی است؛ بنابراین شایسته است مسئولین محترم بهداشت و درمان کشور با بررسی دقیق و کارشناسانه، زمینۀ حضور و فعالیت متخصصان پزشکی قانونی در تمامی مراکز درمانی کشور را تأیید و تسهیل کنند.

دکتر کامران آقاخانی دبیـــــــــر بــــــــورد پزشکی قانونی کشور


اعتبارات وزارت بهداشت و درمان؛ جوابگوی هزینه‌های نظام سلامت نیست

خبرنامه ایمیلی

با عضویت در خبرنامه حساب من جدیدترین اخبار اقتصادی را هر شب در ایمیل خود مشاهده کنید